تبلیغات
wellcome(دوستای گلم نظر یادتون نره )
wellcome(دوستای گلم نظر یادتون نره )
با تو وفا کردم تا به تنم جان بود عشق و وفا داری با تو ندارد سود 
قالب وبلاگ
نویسندگان
سلام خدمت همه لیدی ها و جنتل منای خودم
میدونم ناراحت میشید ولی به دلیل مشکلات فنی ای که پیش اومده این وبو تعطیل میکنیم و البته بجاش یه وب دیگه ساختیم فقط باید یکم راسو ریس شه آدرسشم اینهwww.patog-e.mihanblog.com
خیلی دوسداریم عضو بشید و مثه همین وبه رونقش بدید...
تا یه هفته دیگه هم این جاییم همون جا بعدش دیگه همه میرم پاتوق.
واسه عضویت خبرم کنید ایمیلمو که دارید(e.mirzaei72) توی نظراتم میتونید بهم بگید


[ دوشنبه 22 خرداد 1391 ] [ 01:06 ب.ظ ] [ عرفان میرزایی ]
[ شنبه 20 خرداد 1391 ] [ 12:54 ب.ظ ] [ عرفان میرزایی ]
هند: او پس از چند سال درس خواندن عاشق دختر خوشگلی می شود و همزمان برادر دوقولویش که سالها گم شده بود را پیدا می کند. سپس ماجراهای عاشقانه و اکشنی(ACTION) پیش می آید و سرانجام آندو با هم عروسی می کنند و همه چیز به خوبی و خوشی تمام می شود!

 

عراق: مدام به تیر ها و خمپاره های تروریست ها جاخالی می دهد ودر صورت زنده ماندن درس می خواند!



چین: درس می خواند و در اوقات فراغت مشابه یک مارک معروف خارجی را می سازد و با یک دهم قیمت جنس اصلی می فروشد!


رژیم اشغالگر صهیونیستی: بیشتر واحدهایی که او پاس کرده، عملی است او دوره کامل آموزشهای رزمی و تروریستی و کماندویی را گذرانده! مادرزادی اقتصاد دان و نزول گیر و ربا خوار به دنیا می آید!



گینه بی صاحاب!: او منتظر است تا اولین دانشگاه کشورش افتتاح شود تا به همراه بر و بچ هم قبیله ای درس بخواند!



کوبا: او چه دلش بخواهد یا نخواهد یک کمونیست است و باید باسواد باشد و همینطور باید برای طول عمر فیدل کاسترو و جزجگر گرفتن جمیع روسای جمهوری امریکا دعا کند!


پاکستان: او بشدت درس می خواند تا در صورت کسب نمره ممتاز، به عضویت القاعده یا گروه طالبان در بیاید!



اوگاندا: درس می خواند و در اوقات بیکاری بین کلاس؛ چند نفر از قبیله توتسی را می کشد!



انگلیس: نسل دانشجوی انگلیسی در حال انقراض است و احتمالا تا پایان دوره کواترناری!! منقرض می شود ولی آخرین بازماندگان این موجودات هم درس می خوانند!

آفریقا: فکر نکنم تو آفریقا هم با وجود فقر و گرسنگی که بیداد میکنه سلف دانشگاهاشون کنسرو لوبیا و جوجه ی نپخته بده .


ایران:
 ! سرکلاس عمومی چرت می زند و سر کلاس اختصاصی جزوه می نویسد! سیاسی نیست ولی سیاسی ها را دوست دارد. معمولا لیگ تمام کشورهای بالا را دنبال می کند! عاشق عبارت «خسته نباشید» است، البته نیم ساعت مانده به آخر کلاس! هر روز دوپرس از غذای دانشگاه را می خورد و هر روز به غذای دانشگاه بد و بیراه می گوید! او سه سوته عاشق می شود! اگر با اولی ازدواج کرد که کرد، و الا سیکل عاشق شدن و فارغ شدن او بارها تکرار می شود! جزء قشر فرهیخته جامعه محسوب می شود ولی هنوز دلیل این موضوع مشخص نشده که چرا صاحبخانه ها جان به عزرائیل می دهند ولی خانه به دانشجوی پسر نمی دهند! (فهمیدین به منم بگین) او چت می کند! خیابان متر می کند، ودر یک کلام عشق و حال می کند! همه کار می کند جز اینکه درس بخواند نسل دانشجوی ایرانی درسخوان در خطر انقراض است! از من می شنوین بی خیال دانشگاه بشین بهتره (تفریحات بهتر و

کم دردسرتر هست)


[ یکشنبه 14 خرداد 1391 ] [ 06:00 ب.ظ ] [ پریسا ]

• اگر کسی از توی ماشینش به تو فحش ناجور داد تا پیاده نشده و قد و قامتش را ندیده‌ای جوابش را نده.

• اگر دختری را دیدی که خیلی خوش‌اندام بود پیش از هر چیز مطمئن شو که قهرمان تکواندو نباشد.

• پیش از آنکه توی خیابان پس گردن دوستت بکوبی و فحش‌های رکیک به او بدهی مطمئن شو خودش است.

• وقتی مهمان داری اول مطمئن شو ماهواره روی چه کانالی است بعد آن را روشن کن !

• دختر همسایه که می‌گوید «تشریف میارین تو» شاید پدرش با تو کار دارد !

• مستراحی که سنگش خیلی دور از در است و دراش هم قفل نمی‌شود خطرناک‌ترین جای دنیا است.

• توی مستراحی و در که می‌زنند نباید بگویی «بفرمایید!».

• اینکه صدای دوستت شبیه پدرش باشد طبیعی است پس تا مطمئن نشندی نگو «چطوری خره؟!»

• دستت را که بالای آکواریوم می‌بری و ماهی‌ها بالا می‌آیند الزامن به این معنی نیست که تو را می‌شناسند یا دوستت دارند؛ بسیاری از ماهی‌ها گوشت‌خوارند!

• بعد از سالیان که با رفیق‌ات توی رستوران قرار گذاشته‌ای اگر دختری دیدی که از در تو آمد یکهو نگو «جووون، عجب چیزی‌یه» چون شاید بیاید و سر میز شما بنشیند و رفیق‌ات که کبود شده معرفی‌اش کند «نامزدم!»

• اگر دوست نابینایی داری توی خیابان که به او می‌رسی پیش از هر چیز به او بگو که مادرت همراه تو است.

• همه‌ی ژل‌ها، ژل مو نیستند عزیزم!

• با هر تیغی که توی حمام بود صورتت را اصلاح نکن.

• وقتی با زنت لب ساحل قدم می‌زنی و زیرلب می‌خوانی «خوشگل زیاد پیدا می‌شه تو دنیا» باقی‌اش را هم بخوان گیج‌خان. * تو عروسی یکی از فامیلا دلار میریختن رو سر عروس و داماد! حمله به دلارا سی مجروح به جا گذاشت! فرداش همه رفتیم صرافی یارو گفت دلارا تقلبیه!!!


* پسره فامیلمون رفته خارج ۲ هفته با $$$$$ شکن میرفته تو فیسبوک بعد از ۲ هفته فهمیده نیازی به $$$$$ شکن نیست فک و فامیله داریم.

*‌دارم غرمیزنم این چه قیافه ایه من دارم.. عمه ام میگه غصه نخور زشتا خوش شانسترن!!

*‌دایی بابام (خدا بیامرز) وقتی ما رو نصیحت میکرد:پدر مادراتون بهتون یه حرفی میزنن،تو روشون بگین چَشــــم..ولی تو دلتون بگین:پـــــــــَشــــــــ� �ــــم!

*‌دختر دایی بنده رفته دندونپزشکی عصب کشی کنه! طی ۳ جلسه از درد دو بار با پا کوبیده به دکتر بدبختش، ۴ بار زده تو سرش، دو بار دست دکتر رو چنگ زده خلاصه زده یارو رو لت و پار کرده! امروز همون دکتره اومد خواستگاریش : ایشالله همه جوونا خوشبخت شن .

*‌داداشم زندگیشو داده یه آیپد خریده اونوقت بابام به آیپدش میگه: پاره آجر!

*‌ دختر خالم به بچش واسه اینکه شیرینی زیاد نخوره دندوناش خراب نشه گفته شیرینی ها رو شمردم یدونش کم بشه میزنمت. بچه هم وقتی همه خواب بودن رفته همه شیرینی ها رو نصفه گاز زده که تعدادش کم نشه!استعدادت تو حلقم !

*‌۱۸ سال رفتیم خونه داییم! عیدی نداد… امسال نرفتم به همه عیدی داده!

*‌مامانم آجیلارو واسه عید قایم کرده بود الان هرچی میگرده خودش پیداش نمیکنه

*‌بابام کچله. یه بار تو حموم به جای شامپو اشتباهی به سرش کف شوی شوما زده!! بهش میگیم خوب پدر من! روی قوطی رو نخوندی نوشته کف شوی شوما؟!!! میگه چرا خوندم, نوشته بود برای سطوح صاف!

*‌دعوت مودبانه ی بابام از من برای صرف شام : تَن لَشتو از پشت کامپیوتر جمع کن بیا پای سُفره پهن شو !

*‌تو اخبار گفت چند نفر تو سوییس کشته شدن، مامانم برگشته میگه:"آخی طفلی ها دم عیدی چه بلایی سرشون اومد"

*‌من هنوز سر اون عیدی هایی که ازم میگرفتن و میرفتن واسم حساب بانکی باز میکردن، اما هیچ وقت ندیدمشون،با خونوادم درگیرم.

*‌مامانم داره به یه زنه آمریکایی هفت سینو توضیح میده: It should be start with S like Apple !

*‌یادش بخیر قدیمـا رو عیدی فک و فامیل حســـــاب باز میکردیم. امسال خیلـــی بهمون لطف کنن ماچمون میکنن…!

*رفتم حمام اومدم،دمه در بابام بهم میگه حدود ۲۳ دقیقه حمام بودی که از این ۲۳ دقیقه،۱۵٫۳۰ صدای آب میومد. با توجه به اینکه هر ۴٫۵ثانیه ۱لیتر آب مصرف میشه تو ۲۰۴ لیتر آب مصرف کردی وبا احتساب هر لیتر تقریبا ۵تومن،تو ۱۰۰۰ تومن از یارانه خودتو مصرف کردی. حواست باشه ۴۴۰۰۰تومن دیگه بیشتر نمونده. من : !!! …. تو شعب ابوطالب همچین کارایی نمیکردن

* مامانم امروز با چشمای اشکـ آلود اومده طرفم و میگه: پسرم تو رو به جوونیت قسم، تو رو به روح پدر مرحومم قسم، تو رو به شیر خودم قسم، دیگه…….قاشق تو این ظرفای تفلونِ من نزن!

*‌عمه هام اومدن خونمون، سه تایی دارن پشت سر مادرشوهراشون حرف میزنن. دلم واسه مامانم میسوزه که نمیتونه تو بحثشون شرکت کنه




*‌چند سال پیش چادر مادرمو سرم کردم و واسه خنده یهو مادر تا منو دید جفت دستاشو رو به آسمون برد و از ته دل خدا رو شکر کرد و گفت خدا رو صد هزاررررر مرتبه شکر که دختر نشدی وگرنه هیچ امام و امام زاده ای هم نمیتونست تو رو شوهر بده با این دماغت

* با مامانم رفتیم مغازه تعمیرات تلفن که تلفن بی سیم خونرو بدیم درست کنن….یاروو تلفن زده به پیریز بعد با موبایلش زنگ زد که ببینه زنگ میخوره یا نه….تلفن که زنگ خورد مامانم به من میگه این آقاهه شماره مارو از کجا داشت…..ماااااامااااان..

*‌به خالم که آمریکا زندگی میکنه با کلیییی ذوق و شوق گفتم: خاله من خیلی دوس دارم بیام اونجازندگی کنم. برگشته میگه : خب اینجا کسی رو داری بری پیشش؟؟؟ وااااااااااااا!!!!!!!

*‌ تلویزیون داره یه برنامه درباره علائم اعتیاد نشون میده. هر علامتی که میگه مامانم زیر چشمی با شک منو نگا میکنه . ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟//

* با دختر خالم رفته بودیم بیرون، دوست پسرش ما رو دید اومد جلو گفت:"این پسره کیه؟" دختر خالم هم اومد تریپ شاخی و دفاع از من بیاد گفت:"هر خری که هست به تو چه؟" .

*‌پسر خالم کلاس دوم تو امتحانشون یه سوال داشتن که گفته بود:آیا میدانید رود هیرمند به کدام دریا میریزد؟؟ اینم نوشته بود:بله میدانم…معلم خوشش اومده بود نمره کامل داده بود!!!

* به خواهرزادم که دوم دبستانه میگم : خوشحالیا، همش تعطیلی ؟ میگه : برو دایی واقعا تعطیلیا ! اقتصاد کشور فلج شد رفت پی کارش ، بعد بمن میگی خوشحالم ، برو پلی استیشنتو بازی کن دایی ! اااووووووووووه ه!!

*‌پسرم شش سالشه اومده با دوربین از من عکس گرفته میگه میخوام بزرگ شدم به پسرم نشونش بدم بگم این بابام بود!!! بهش میگم پسرت خودش منو میبینه دیگه. میگه معلوم نیست. مگه من بابای خدا بیامرزتو دیدم ؟! پسره من دارم ؟؟!!!

*‌دیشب نشستیم پای ماهواره سریال عاشقانه میبینیم. زن داداشم (که نوعروسم هست) برگشته با عشوه به داداشم میگه: مهرداد، اگه چی بشه تو منو میبری طلاق میدی؟ داداشم خیلی جدی برگشته میگه: اگه سکه برگرده به همون ۴۰۰تومن!!

*‌پسر داییم میگه خوش به حالت که تک فرزندی !! میگم چرا؟ میگه : واسه اینکه برا خوردن ته دیگه مارکارونی کسی نیست شریکت شه! همچین منطقی دارن جوانانه فامیله ما!!!

*‌نصفه شبی دارم درس میخونم مادر اومده تو اتاق میوه داد بهم.خواست بره بیرون گفت زبونتو ببینم! منم زبونمونو در اوردم یهو گفت سلام رکس. بعدم خوشحال و خندان رفت بیرون. نمیدونم خنده و شادی به چه قیمت اخه؟

*‌یه عروسی رفتیم از فک و فامیل حزب اللهی به جای ارکستر و دی جی دست میزدن و میخوندن که:صل علی محمد،صلوات بر محمد.به عموم میگم خجالت نمیکشن؟ یکی از فامیل، نزدیک ما ایستاده بود شنید حرفم رو.برگشته میگه:آقای مهندس چه اشکال داره کمی شادی هم بد نیست.فک و فامیله داریم؟

* نشسته بودم سر کلاس مامانم بهم اس ام اس داد : ۷۰۰ هزار تومن ترمی بابای بدبختت داره واسه دانشگاهت پول میده اونوقت تو سر کلاس گوشیتو چک میکنی ببینی کی اس ام اس داده الاغ؟؟

* نصف شبی خواب بودم دختر خالم ۵ سالشه اومده بیدارم کرده میگه خواب دیدم شرک داره منو میخوره ..بعد با گریه میگه برو سی دیشو بیار بشکونیم!!!

*‌با بابام حرفم شده، میگه: واس خاطر چهل تومن یارانه باید این الدنگ رو تحمل کنیم!!

* سر صبح از خواب بیدار شدم میگم سلام بابای مهربونم . میگه سلام گرگ بی طمع نیست باز پول میخوای؟ پولاتو چه کار میکنی؟ نکنه معتاد شدی؟ بدبخت ترک کن ؟ بعد ۵ دقیقه تیکه انداختن میگه شوخی کردم میخواستم خواب از سرت بپره.

*‌ساعت ۵ دارم میرم بیرون به بابام میگم ۱۲ میام . میگه اخه تو به درک اون دختره صاحاب نداره؟!!!!
               *رها*

[ جمعه 12 خرداد 1391 ] [ 01:19 ب.ظ ] [ عرفان میرزایی ]
 دوست دختر موجودی زنده وبسیار زیبا که با مشخصه های زیر شناسایی آن به راحتی امکان پذیر است.

- مانتو جین کوتاه و تنگ

- شلوار از این کوتاها!!!

- سایه چشم بنفش (که با رنگ جیغشان ست باشد)

- ابروی تراشیده و تاتو شده

- لنز زیبایی آبی یا سبز

- زلف طلایی مش شده !!!

هر جا از اینا دیدید بدانید دوست دختر و ناموس کسی است ! پس چشمتان را درویش نموده و رد شوید تا زنگ نزده به دوست پسرش و او نیز بیاید شکمتان را سفره نماید !!! این موجودات دوست داشتنی غالباً کنار خیابان ها ، در کافی شاپ ها و پارک ها به وفور یافت می شوند .

برای به دست آوردندوست دختر به موارد زیر نیاز دارید:

- یک عدد کاغذa4

- یک عدد خودکار

طرز تهیه : ابتدا خودکار را برمیداریم و یک عدد ۵ خیلی بزرگ روی کاغذ می رسمیم (یعنی رسم میکنیم ) سپس کاغذ را 180 درجه سانتیگراد میچرخانیم تا نوک ۵ به طرف پایین باشدسپس یک پاره خط اوریب روی این ۵ نگون بخت مادر مرده ی واژگون شده میکشیم و روی نوک بالایی پاره خط یک عدد هشت کوچک میکشیم که مثلاً تیره ! سپس زیر آن مینویسیم :


بخدا تو تنها عشق منی (فقط مواظب باشد خدا نزند توی کمرتان)


حالا کار شما کامل شده آن را با یک شاخه گل صورتی تقدیم یکی از آن موجودات کنید . به احتمال زیاد اینی که کشیدید تاثیر به سزایی در تحریک احساسات و عواطف جنس لطیف دارد البته احتمال های دیگری نیز وجود دارد مانند:


- در آوردن لنگه کفش توسط جنس لطیف

- جویده شدن خرخره ی شما توسط جنس لطیف

- زنگ زدن به 110 توسط او

- جیغ زدن

- نثارکردن به روزترین فحش های خواهر مادری و...

-این دیگر با شانس شما رابطه ی مستقیم دارد

-این موجود زیبا بسیار احساسی بوده

پس از بدست اوردن او بسار باید مواظبش بود تاخدای نکرده احساساتش جریحه دار نشودسعی کنید باملایمت زیاد با او رفتارکرده تا عشق را تجربه کنید.
raha

[ جمعه 12 خرداد 1391 ] [ 01:11 ب.ظ ] [ عرفان میرزایی ]

•------------------•¤¤•--•¤¤•--------------------

حرف دل

من از نسل کوروشم ، که من ماندم و ماهیانه 45 هزار تومان یارانه !!!

من از نسل ستارخان و باقرخانم ، که فقط ترافیک خیابانش برایم مانده !!!

از دریای کاسپین ، فقط ویلاهای ساحلی اش مانده برایم ...!!!

از خلیج فارسش ، فقط رای گیری هایش !!

از آذربایجانش ، برایم جک هایش مانده ...!

از سکه های دوره هخامنشی ، برایم ریال ماند !!

از آزادی بیان ، برایم دیوار های دستشویی های عمومی ماند ...!

ابراز احساساتم شد اس ام اس ،

زندگی ام گره خورده به زندگیه مجازی ،

فریادم شد دکمه های کیبرد ،

ترسم شد از ماشین پلیس !!

من از نسل کوروش بودم !!

•------------------•¤¤•--•¤¤•--------------------

ما نسلی هستیم كه مهمترین حرف های زندگمان را نگفتیم... تایپ کردیم.

•------------------•¤¤•--•¤¤•--------------------

خوشبختی توپی است که وقتی میغلتد به دنبال آن میرویم و وقتی توقف میکند به آن لگد میزنیم؛

•------------------•¤¤•--•¤¤•--------------------

ضمن تبریک مجدد به همه ملت ایران ، باید به عرضتون برسونم که…. عبارت 'مسخره اسم بابات اصغره' هم بعد از موفقیت بین المللی اصغرفرهادی, به عبارت 'خوش به حالت, اسم بابات اصغره ' تغییر کرده!!!

•------------------•¤¤•--•¤¤•--------------------

چه مسخره است

سوال امتحان که میگوید

لطفاً جای خالی را پر کنید...

من اگر میتوانستم, جای خالی تــو را پر میکردم

•------------------•¤¤•--•¤¤•--------------------

احتیاط کنید ...

خاکی بودن آسفالت شدن را در پی دارد
!!

•------------------•¤¤•--•¤¤•--------------------

دیگر قاصدک ها به دست ما نمی رسند

چون شرم دارند پیغام یک نفر را به چند مقصد ببرند ..

•------------------•¤¤•--•¤¤•--------------------

بعد از مدت ها دیدمش....!

دستامو گرفت و گفت چقدر دستات تغییر کردن...

خودمو کنترل کردم و فقط لبخندی زدم....

تو دلم گفتم:......بی معرفت....!

دستای من تغییر نکردن...

دستات به دستای اون عادت کردن....!

 •------------------•¤¤•--•¤¤•--------------------

باید به بعضی ها گفت : ناراحت چی هستی ؟! دنیا که به آخر نرسیده .... من نشد یکی دیگه ! تو که عادت

داری ....

•------------------•¤¤•--•¤¤•--------------------

یکی از اصحاب مشغول صرف غذا بود که شیخ از او پرسید آیا غذا میخوری؟
صحابی گفت بله. شیخ پرسید آیا گرسنه ای؟ صحابی گفت بله. شیخ پرسید آیا پس
از صرف غذا سیر خواهی شد؟ صحابی
گفت بله.

شیخ شمشیر برکشید و صحابی را به دو نیم کرد.

سپس فرمود به خدا قسم از ما نیست کسی که سه فرصت پ نه پ را از دست دهد
...

•------------------•¤¤•--•¤¤•--------------------

پروانه اگر سوخت به جهنم … !

می خواست دور شمع قرتی بازی در نیاره خاک بر سر …:D

•------------------•¤¤•--•¤¤•--------------------

اینجا ایرانه :))
.
..
.

.
.
.
.
دو تا تی‌شرت خریدم یکی Small یکی XXL، جفتشم اندازمه!!

 •------------------•¤¤•--•¤¤•--------------------

در تمام رنجهایی که می کشم...

صبــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرم اوج احترام به خداست

•------------------•¤¤•--•¤¤•--------------------

ب ن:این جمله ی اخر رو رو  یه دیوار تو شهرمون دیدم از نظر خودم که خیلی جالب بود واسه همین نوشتمش.


منبع:http://www.dance10.blogfa.com/


[ یکشنبه 7 خرداد 1391 ] [ 12:09 ق.ظ ] [ عرفان میرزایی ]


نقــاش بـاشـی!

چـقــدر می گیـری

بیایی و صفحه های سیاه دلم را رنـگ کنی؟

بـعـــد بـرای دیــوار اتاق دلـــم

یــــک روز آفتابی بکشی که نــــور آفتـــاب تا میـانه اتاق آمــــده باشد

... راستـــــی مـــن روی صـــورتــم یـــک خنــــــده می خـــواهـــم

نــرخ ِ خـنـــــده که گـــــران نیســــت؟


Ati & bahar.


[ شنبه 6 خرداد 1391 ] [ 11:52 ب.ظ ] [ عرفان میرزایی ]
افسوس اکنون که کشتی خاطره پیمای دلتنگیهایم روزهای شیرین دانشجویی را طی میکند دستم از لنگر انداختن در عمق خاطره ها نا توان است.

و صد افسوس که افسوس خوردن من افسوسی است بر افسوس های بیکرانم.چون افسوس که اقیانوس خاطره هایم عمقی ندارد تا بتوانم لنگر بیاندازم.

به امید موفقیت بچه های صنایع غذایی90


[ شنبه 6 خرداد 1391 ] [ 11:30 ب.ظ ] [ عرفان میرزایی ]

دانشجوی تربیت بدنی : آنقدر عضلاتش نیرومند است که می تواند از دیوار راست هم بالا برود !

دانشجوی زبان شناسی : هیچکس زبانش را نمی فهمد !

دانشجوی علوم ارتباطات : تا او هست، هیچکس تنها نیست.

دانشجوی حقوق : با اینکه همیشه شاهد اعمال دانشجویان است ولی هیچوقت و در هیچ دادگاهی علیه آنان شهادت نمی دهد !

دانشجوی مهندسی : شجاعتش برایم قابل تحسین است چون ماکت هر پل یا ساختمانی را که می سازم بدون توجه به احتمال تخریب آن ، به رویش می رود و افتتاحش می کند !

دانشجوی پزشکی : تنها موجودی است که از تیغ تشریح من هراسی ندارد و به طرفم می آید تا با فدا کردن جانش موجب پیشرفت علم پزشکی شود !

دانشجوی مدیریت : با آن جثه کوچک، آنچنان خانواده پر جمعیتش را مدیریت و اداره می کند که انگار مدیر بودن باید در خون هر کس باشد و درس خواندن بی فایده است !

دانشجوی زبان و ادبیات فارسی : او هیچوقت حرفی نمی زند. ولی با سکوتش هزاران حرف را به من می آموزد !

دانشجوی روانشناسی : درون گرا، خجالتی، کم حرف، یک شخصیت منحصر به فرد !

دانشجوی علوم سیاسی : به هیچ دسته و گروهی وابسته نیست، تک و تنها برای هدفش تلاش می کند !

دانشجوی برق : وقتی روشنایی و خاموشی در نحوه حرکت او بی تاثیر است، من را متوجه نیرویی فراتر از برق می کند !

دانشجوی کامپیوتر : مغز کوچک او با آن همه ذخایر اطلاعاتی بسیار پیشرفته تر از فلش ۳۲ گیگ است !

دانشجوی فیزیک هسته ای : زندگی در خوابگاه حق مسلم اوست !


دانشجوی علوم تربیتی : شیوه تربیتی او در تعلیم فرزندان بی شمارش برایم قابل احترام است. چرا که تمام آن فرزندان بی چون و چرا ادامه دهنده راه او می باشند !

دانشجوی  زمین شناسی : کاش می توانستم به مانند او به اعماق زمین بروم و ندیدنی ها را ببینم !

دانشجوی زبان انگلیسی : ! It is always silent

دانشجوی تاریخ : گذشت اعصار و قرون نتوانسته هیچ تاثیری در ظاهر و عقاید و شیوه زندگی او بگذارد !

دانشجوی فلسفه : همیشه فلسفه وجودی او برایم سوال بوده. ولی مطمئنم که درپس خلقتش هدفی والا نهفته است !

[ شنبه 6 خرداد 1391 ] [ 11:27 ب.ظ ] [ عرفان میرزایی ]
 

چگونه از زندگی لذت ببریم!




لطفا" جهت مطالعه در ادامه مطلب کلیک کنید



ادامه مطلب
[ شنبه 6 خرداد 1391 ] [ 02:25 ب.ظ ] [ عرفان میرزایی ]

(دختری با کفشهای آل استار)


ادامه مطلب
[ سه شنبه 2 خرداد 1391 ] [ 01:01 ب.ظ ] [ عرفان میرزایی ]

تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچك » بخش تصاویر زیباسازی » سری ششم www.pichak.net كلیك كنید

آن زمان که دستش را گرفتم

 

چشم به آینده ای روشن داشتم ...


و زمانی که دستم را رها کرد
گذشته ای تاریک را پشت سر رها کردم ...
مطمئن باش و برو ....
ضربه ات کاری بود.....
دل من سخت شکست
و چه زشت به من و سادگیم خندیدی
برو تا راحت تر تکه های دل خود را سرهم بند نهم.....

[ دوشنبه 1 خرداد 1391 ] [ 08:27 ب.ظ ] [ عرفان میرزایی ]

تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچك » بخش تصاویر زیباسازی » سری ششم www.pichak.net كلیك كنید

تقصیر تو نبود!
خودم نخواستم چراغ قدیمی خاطره ها خاموش شود!
خودم شعرهای شبانه اشك را فراموش نكردم!
خودم كنار ِ آرزوی آمدنت اردو زدم!
حالا نه گریه های من دینی بر گردن تو دارند،
نه تو چیزی بدهكار ِ دلتنگی ِ این همه ترانه ای!
خودم خواستم كه مثل زنبوری زرد،
بالهایم در كشاكش شهدها خسته شوند
و عسلهایم
صبحانه كسی باشند،
كه هرگز ندیدمش!
تنها آرزوی ساده ام این بود،
كه در سفره صبحانه تو هم عسل باشد!
كه هر از گاهی كنار برگهای كتابم بنشینی
و بعد از قرائت بارانها زیر لب بگویی :
«یادت بخیر! نگهبان گریان خاطره های خاموش!»
همین جمله،
برای بند زدن شیشه شكسته این دل بی درمان،
كافی بود!
هنوز هم جای قدمهای تو،
بر چشم تمام ترانه هاست!
هنوز هم همنشین نام و امضای منی!
دیگر تنها دلخوشی ام،
همین شكفتن شعله است!
همین تبلور بغض!
به خدا هنوز هم از دیدن تو
در پس پرده باران بی امان،
شاد می شوم!


[ دوشنبه 1 خرداد 1391 ] [ 08:25 ب.ظ ] [ عرفان میرزایی ]

 آیا پروژه گذر از زمان واقعیت دارد ؟   

 

پیش از جنگ جهانی دوّم و در طول آن، نیروی دریایی آمریکا دست به آزمایش‌هایی برای نامرئی کردن کشتی‌ها و هواپیماها زد (در سال 2010 نیز ارتش بریتانیا به آزمایش مشابهی دست زد كه مستند آن از صدای امریكا پخش شد). این نامرئی کردن باید به گونه‌ای باشد که رادارها دیگر قادر به ردیابی این وسایل نبوده و حتّی با چشم غیرمسلّح هم نتوان آنها را دید. به این منظور کل جرم وسیله مورد نظر باید به طور كامل وارد بعد دیگری از زمان-فضا می شود تا جرم آن قابل ردیابی و بمباران شدن نباشد. در نتیجه زیر نظر بزرگترین فیزیکدانان قرن از جمله «نیکلاس تسلا» و «جان ون نیومن» این پروژه در مساحتی بیش از ۵۰ هکتار در کنار بندر فیلادلفیا شروع به کار کرد. 


ادامه مطلب
[ یکشنبه 31 اردیبهشت 1391 ] [ 12:25 ب.ظ ] [ عرفان میرزایی ]

تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچك » بخش تصاویر زیباسازی » سری ششم www.pichak.net كلیك كنید

 روزی دخترکی که در خانواده ای بسیار فقیر زندگی می‌کرد از خواهرش پرسید مادرمان کجاست؟
خواهر بزرگش پاسخ داد که مادر در بهشت است؛ دخترک نمی‌دانست که مادر آنها به دلیل کار زیاد و بیماری صعب العلاج، چشم از جهان فرو بسته بود.
کریسمس نزدیک بود و دخترک مدام در مقابل ویترین یک فروشگاه کفش زنانه لوکس می‌ایستاد و به یک جفت کفش طلایی خیره می‌شد. قیمت کفش ۵۰ دلار بود و دخترک 
افسوس می‌خورد که نمی‌تواند کفش را بخرد. 

کریسمس فرا رسید و پدر دو دختر که در معدن کار می‌کرد مبلغ ۴۰ دلار را برای هر کدام از بچه‌ها کنار گذاشت تا این که در هنگام تحویل سال به آنها داد. دخترک بسیار آشفته شد و فردای آن روز سریع کیف و کفش قدیمی‌اش را به بازار کالا‌های دست دوم برد و آن را با هر زحمتی که بود به قیمت ۱۰ دلار فروخت؛ سپس فورا به سمت کفش فروشی دوید و کفش طلایی را خرید. در حالی که کفش را به دست داشت، پدر و خواهرش را راضی کرد تا او را تا اداره پست همراهی کنند. وقتی به اداره پست رسیدند، دخترک به مأمور پست گفت که لطفاً این کفش را به بهشت بفرستید. مأمور پست و خانواده دختر سخت تعجب کردند؛ مأمور با لبخند گفت که برای چه کسی ارسال کنم؟ دخترک گفت که خواهرم گفته مادرم در بهشت است من هم برایش کفش خریدم تا در بهشت آن را بپوشد و در آنجا با پای برهنه راه نرود، آخر همیشه پای مادرم تاول داشت...


[ شنبه 30 اردیبهشت 1391 ] [ 01:49 ب.ظ ] [ عرفان میرزایی ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

تعداد کل صفحات : 2 :: 1 2

درباره وبلاگ


آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
[cb:blog_page_title]

[cb:blog_title]

[cb:blog_slogan]

[cb:post_title]

[cb:post_body1][cb:post_body2]
[cb:post_continue_link]

[ [cb:post_create_date] ] [ [cb:post_create_time] ] [ [cb:post_author_name] ] [ [cb:post_comment_text]([cb:post_comment_count]) ]